تبلیغات
ازاد سرگرمی دانستنی - نظریه‏های فمینیستی در جهان و ایران
ازاد سرگرمی دانستنی

نظریه‏های فمینیستی در جهان و ایران

یکشنبه 15 شهریور 1388

تاریخچه فمینیسم

اساسا پس زمینه‏های دیدگاه‏های فمینیستی در غرب، به نیمه دوم قرن هفدهم و اوایل قرن هجدهم برمی‏گردد و نویسندگان عصر روشنگری اروپا، به دلیل آن که طبع انسان را در چارچوب «خردمندی سوداگرانه بورژوایی‏» تحلیل می‏کردند و بنیان تحلیل خود را نیز مفهوم اتمیستی «فرد» قرار داده و فرد را با هر جنسیت، نژاد یا ایدئولوژی بر اساس فرد گرایی (اومانیستی) تحلیل نمودند، نظریه افراطی و نامناسبی را در خصوص تربیت‏یکسان زن و مرد و نقش‏های یکسان اجتماعی برای دو جنس مطرح می‏کردند که با فطرت انسان و طبیعت زنان سازگار نبود


.

لذا از نظر تاریخی، جنبش فمینیستی به دو مرحله تقسیم می‏شود: مرحله اول، از اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم (1870- 1920) آغاز گردید و مرحله دوم - پس از رکودی 40 ساله - در دهه‏های (1970- 1960) شروع شد و تا عصر حاضر ادامه دارد.

فعالیت‏های فمینیستی - بویژه در مرحله اول - در ایالات متحده و کشورهای پروتستان مذهب اروپا و نیز مناطق پیشرفته‏تر صنعتی و اقتصادی دنیا رواج داشت و فمینیسم جدید با این که بار دیگر این مناطق را متاثر کرد، اما کشورهای دیگری; چون کشورهای کاتولیک و برخی کشورهای جهان سوم نیز شاهد خیزش جنبش فمینیستی بودند.

فمینیست‏های دوره اول; یعنی فمینیست‏های قدیمی، اهداف مشخص و محدودی داشتند، بر عکس، فمینیست‏های جدید تحت عنوان هواداران «جنبش آزادی بخش زنان‏» که اهداف سازمان یافته و تنظیم شده‏ای پیش رو ندارند و در نتیجه اهداف آنها حد و مرزی ندارد.

بنابراین هر دو مرحله، نقطه نظرهای خود را از فلسفه سیاسی غالب جریان روشنفکری زمان خود گرفته‏اند; دیدگاه‏های فمینیست دوره اول از لیبرالیسم و دوره دوم از اندیشه‏های چپ نو (نئومارکسیسم) است.

پیروان این جریان، در مرحله اول اهداف خود را در چارچوب ساختار اجتماعی - سیاسی سرمایه داری و مسیحیت دنبال می‏کردند و خواستار جایگاه یکسانی از لحاظ سیاسی، حقوقی و شغلی با مردان بودند. در این دوره، فمینیسم در اعتراض به روند مردسالاری بورژوایی پدید آمد. در مرحله دوم نیز، شرط اولیه دستیابی به برابری زن و مرد را تجدید ساختار جامعه می‏دانند.

آنان بر این عقیده‏اند که برابری جنسی فقط از طریق انقلاب تحقق می‏یابد; زیرا نظم کنونی جامعه، حاصل قرن‏ها تسلط مردانه است و نمی‏تواند زمینه ساز جامعه‏ای مساوات طلب باشد. فمینیست‏های جدید خواستار نابودی گرایش‏ها و پندارهای سنتی هستند و خواستار بنا نهادن جامعه‏ای بر اساس تقسیم برابر کار و فعالیت‏یکسان در جامعه می‏باشند.

بعضی از فمینیست‏ها با اولویت قرار دادن مبنای زیست‏شناسی (تفاوت‏های زن و مرد در بدو خلقت) ستمی را که بر زنان می‏شود تشریح و تبیین می‏کنند. آنها معتقدند که تفاوت زنان و مردان در تولید هم نوع، انگیزه‏ای برای استمرار نابرابری‏های جنسی میان آنها است و برای نابودی این تبعیض، راه چاره را در دگرگونی و هم چنین جلوگیری از باروری و تولید مثل آنان می‏دانند. این نقطه نظر به طور کلی مشخصه فمینیست‏هایی است که اصطلاحا «رادیکال‏» شناخته می‏شوند. این گروه، عمدتا به خط مشی مربوط به جنسیت و تولید مثل توجه دارند.

برخی نیز بر فرهنگ و منش جوامع در ارائه نقش‏ها و ایجاد فرصت‏هایی برای زنان و مردان اشاره می‏کنند و این دو دیدگاه مبنای مباحث فمینیسم است. آنهایی که به دیدگاه زیست‏شناسی توجه دارند، معتقدند: هویت اجتماعی زن با توجه به جنیست او تعیین می‏شود و بر اساس دیدگاه اجتماعی، که بر تفاوت‏های القایی فرهنگ و جامعه تاکید دارند، بر هویت منتج از جنس زن اصرار می‏ورزند.

در هر حال آنچه در مباحث فمینیستی برجسته و شاخص می‏باشد، «مساله مرد» است و چه بسا فمینیست‏هایی هستند که مردان را دشمن سازش‏ناپذیر زنان قلمداد می‏کنند و برای رهایی، راهی جداگانه و مستقلانه از مردان را برای برآوردن نیازهای زنان تجویز نمایند و از این نظر مردان بطور کلی در زندگی زنان زاید هستند و حذف می‏شوند. البته فمینیست‏هایی نیز وجود دارند که به حضور مردان و مبارزه برای نابرابری بین دو جنس معتقدند.

نظریه‏های فمینیستی

واقعیت این است که فمینیسم افراطی غربی هدفی جز ایجاد اختلاف و ناسازگاری ما بین دو جنس و تشدید بحران عدم تفاهم بین آن دو ندارند. فمینیست‏ها با نادیده گرفتن نقش‏ها و ماهیت متفاوت زنان و مردان، سعی در ایجاد یک همانندی مصنوعی و بعضا انقیاد مردان توسط زنان دارند.

بعضی از فمینست‏ها با تقسیم ارزش‏های مطلق اخلاقی به زنانه و مردانه، خواهان رد کامل تمام ارزش‏های مردانه هستند. عده‏ای از فمینیست‏ها نیز با رد کامل ارزش‏های اعتباری و ذهنیت مردانه، دنیا و زندگی آن را بر اساس ارزش‏های زنانه طلب می‏کنند.

در واقع می‏توان گفت: اساسا مبنای نظری فمینیسم که مبتنی بر تقسیم ارزش‏ها به زنانه و مردانه است، دیدگاهی اومانیستی است.این دیدگاه نوعی رابطه مبتنی بر تضاد خصومت و رقابت در دو جنس برقرار می‏کند.

بنابر آنچه گذشت، می‏توان گفت که در حقیقت، نظریه فمینیستی از دو منظر به مسایل زنان می‏نگرد:

1. نگرش آسیب شناسانه: در طول تاریخ و در ضمن این آسیب‏شناسی بسیاری از نظریات فمینیستی شکل می‏گیرد که مهم‏ترین آن، نظریات «تفاوت‏» ، «نابرابری‏» و «ستمگری‏» است که در روند آن فمینیست‏های مارکسیسم و لیبرالیسم نگرش آسیب شناسانه خود را از زن بیان می‏کنند و هسته مرکزی این آسیب‏شناسی، نظام پدرشاهی است.

2. نگرش راه حل طلبانه: که مبتنی بر ارایه طریق فمینیست‏های مارکسیسم و لیبرالیسم، رادیکالیسم و سوسیالیسم برای رهایی زن از قیود نظام مردسالاری است. این روش‏ها بر محور «آزادی‏» ، «بی‏قیدی‏» و «لاابالی‏گری‏» زن نسبت‏به هر گونه توصیه‏ای است که طبیعت، دین، ساختارهای جامعه، خانواده و روابط بین زن و مرد ارایه می‏دهد. در حقیقت، نقطه آسیب‏پذیر فمینیسم از همین جا شکل می‏گیرد; زیرا نقش مادری، همسری، روابط طبیعی جنسی و ساختاری مذهب و خانواده را به عنوان نمودهای پدرشاهی و بی اعتبار معرفی می‏کند و کلیه ارزش‏های جامعه و خانواده را نفی می‏نماید.

در میان نظریه‏های گوناگون فمینیستی، سه نظریه مهم و گسترده قابل توجه است که بر «تفاوت جنسی‏» ، «نابرابری جنسی‏» و «ستمگری جنسی‏» تاکید دارد و هر یک با توجه به موقعیت و شرایط خاص اجتماعی صاحب نظران و پیروان آن بوجود آمده است.

1. نظریه تفاوت جنسی: جایگاه و تجربه زنان در بیشتر موقعیت‏ها با جایگاه و تجربه مردان در همان موقعیت‏ها تفاوت دارد.

2. نظریه نابرابری جنسی: بر اساس این نظریه، نه تنها جایگاه زنان با مردان متفاوت است که کم ارزش‏تر و نابرابر نیز هست و لذا زنان در مقایسه با مردانی که از جایگاه اجتماعی برابری برخوردارند، از منابع مادی، منزلت اجتماعی، قدرت و فرصت‏های کمتری برخوردار می‏باشند.

3. نظریه ستمگری جنسی: در این دیدگاه، زنان علاوه بر تفاوت و نابرابری جنسی با مردان، تحت‏ستم نیز قرار دارند; یعنی تحت انقیاد، تابعیت، تحمیل و بدرفتاری مردان به سر می‏برند.

گرایش‏های فمینیستی در دوران معاصر

در میان جریان‏های فمینیستی معاصر، شش گرایش عمده وجود دارد که عبارتند از:

1. فمینیسم لیبرالی;

2. فمینیسم مارکسیستی;

3. فمینیسم اگزیستانسیالیستی; (اصالت وجود)

4. فمینیسم روانکاوانه;

5. فمینیسم همجنس گرایانه;

6. فمینیسم زیست‏شناختانه;

اکنون به بررسی هر کدام از اینها به طور اجمال می‏پردازیم.

فمینیسم لیبرالی

این گرایش در میان نظریه‏های فمینیستی معاصر در اقلیت قرار دارد. گرایش‏های لیبرالی فمینیستی عمدتا مخالف رفورمیستی با پذیرش نقش‏های از پیش تعیین شده برای زنان و مردان در خانواده و جامعه بوده و در تلاش و القای این باوراندکه در روابط زناشویی، مهم نقش‏های مردانه و زنانه، تشکیل خانواده و تربیت فرزندان نیست، بلکه این شادکامی و رضایت‏خود محورانه هر فرد است که دارای اهمیت است. فمینیسم لیبرالی بر رد ایفای نقش مادری و همسری زنان به عنوان یک تکلیف اصرار دارد و در مجموع این دسته از فمینیست‏ها ارزشی خاص برای خانه و خانواده قائل نیستند، مگر این که مبنا، زن باشد. این نظریه پردازان معتقدند که در ازدواج، همه بهره مندی‏ها و رشدها برای مرد و همه عقب ماندگی‏ها برای زن است و لذا پیشنهادهای غیر بنیادی و بر هم زننده‏ای را ارایه می‏دهند.

بر اساس این پیشنهادات، زنان آزاد هستند که هر نوع زندگی را در غالب ساختارهای مختلف خانواده، اعم از (خانواده هسته‏ای و ازدواج، خانواده بدون ازدواج، سقط جنین، همجنس بازی و...) اختیار نمایند.

فمینیست‏های لیبرال برای مبارزه با نابرابری جنسی، برنامه‏های دیگری نیز ارایه می‏دهند که از جمله آنها می‏توان به بسیج در جهت کاربرد امکانات موجود سیاسی و قانونی برای تغییر وضع موجود، تامین فرصت‏های برابر اقتصادی، دگرگونی در خانواده و مدرسه، پیام‏های رسانه‏ای همگانی و...اشاره کرد.

فمینیسم مارکسیستی

این دیدگاه با نظرات «مارکس و انگلس‏» آغاز شده و بر پایه ستمگری اجتماعی بنا نهاده شده است. فمینیسم مارکسیستی تحلیل طبقاتی مارکسیستی را به اعتراض اجتماعی فمینیستی پیوند می‏زند. با این همه این ترکیب، نه تنها نظریه ستمگری تشدید شده‏ای را ارائه می‏کند، بلکه به شکل آهسته‏تری نابرابری جنسی را نیز جلوه گر می‏نماید.

توجه اصلی مارکس و انگلس به ستمگری اجتماعی طبقاتی بود، اما به ستمگری جنسی نیز توجهاتی از خود نشان دادند.

مضمون اصلی این نظریه عبارت است از:

1. تابعیت زنان از نظام‏های اجتماعی سرچشمه می‏گیرد;

2. مبنای رابطه، تابعیت زنان در خانواده است و خانواده در واقع چیزی جز نظامی از نقش‏های مسلط و تحت تسلط نیست، لذا چارچوب چنین نهادی است که زنان بیرون از خانه شغلی ندارند و در نتیجه از استقلال اقتصادی محروم بوده و جزو متعلقات شخصی شوهران بشمار می‏آیند;

3. مشروعیت نظام خانوادگی به عنوان نهادی قدیمی و بنیادی جوامع بشری دروغ است; زیرا در دوران ماقبل تاریخ، ساختاری برای خانواده وجود نداشته، و پیوند خویشاوندی از طریق تبار زنان، و قدرت زنانه از طریق تنظیمات زندگی اشتراکی، اجتماعی، کاربرد کالا، پرورش فرزند، تصمیم‏گیری آزادانه و...اعمال می‏شده است;

4. عواملی این نوع نظام اجتماعی را نابود و شکست تاریخی و جهانی جنس زن را بوجود آوردند.

فمینیسم مارکسیستی در دوران معاصر، روابط جنسی را در چارچوب نظام طبقاتی سرمایه داری مورد بررسی قرار می‏دهد; یعنی این که زنان در موقعیت و طبقه یکسان با مردان، از منافع کمتری برخوردارند و منبع بی دردسر سود برای طبقات حاکم بشمار می‏روند.

فمینیسم اگزیستانسیالیستی; (اصالت وجود)

یکی دیگر از گرایش‏های فمینیستی معاصر، گرایش اگزیستانسیالیستی یا مکتب اصالت وجود است. این گرایش مبتنی بر تفسیر خاص «سیمون دوبوار» و «ژان پل سارتر» از رابطه زن و مرد است. در تفسیر اگزیستانسیالیستی آنچه مهم به نظر می‏رسد، تفسیر تجربه اگزیستانس است که از دید آنها چنین تجربه‏ای اختصاص به انسان دارد، تجربه اگزیستانس در این نحله، تجربه مبتنی بر درک انسان از آزادی و اختیار مطلق فرد است و بدیهی است که آزادی مطلق مورد نظر، صورتی افراطی از مفهوم لیبرالی و اومانیستی آزادی است که در واقع چیزی جز میدان دادن به خواهش‏های نفس نیست.

این نظریه اولین بار در سال 1949 توسط «سیمون دوبوار» در کتاب «جنس دوم‏» مطرح شد. دوبوار در این کتاب به تفحص در «دیگر بودن‏» زن پرداخت و این سؤال را مطرح کرد که زن چیست؟ و پیش درآمد آن نیز زن محوری شد که بعدها مشخصه فمینیسم رادیکال گردید.

بر مبنای تفسیر اگزیستانسیالیستی «دیگری‏» همیشه عامل مزاحم و بر هم زننده آزادی و حوزه فردیت آدمی است; به عبارت دیگر همان گونه که سارتر نیز مطرح کرده است «دوزخ همین دیگران اند» و بر مبنای چنین تفسیری، مفهوم خود بنیادانه آزادی اگزیستانسیالیستی، موضعی تماما ضد اجتماعی و آنارشیستی می‏یابد. از این رو سیمون دوبوار مفهوم اگزیستانسیالیستی دیگری را در مورد مردان بکار می‏برد و موجودیت مرد را «دوزخ و بر هم زننده فردیت و آزادی زنان‏» می‏داند.

این نظریه از این منظر که ریشه در نفرت دارد، بر قراری هر نوع ارتباط متعادل و متناسب بین دو جنس را محال فرض می‏کند و اساس تفسیر دوبوار از رابطه دو جنس کاملا خصمانه و منفی است.

به عقیده دوبوار آنچه که نهایتا زن را در قید و اسارت نگاه می‏دارد، دو نقش همسری و مادری است و از نظر او ازدواج غارت سازمان یافته کار و ویژگی‏های جنسی زن است، زنان دو سوم کار جهان را انجام می‏دهند، اما تنها یک درصد از دارایی‏های جهان را در اختیار دارند. دوبوار معتقد است که همه آرزوهای زن در شیوه زندگی محدود می‏شود و عملا او را به وابستگی اقتصادی می‏کشاند و همه جاه‏طلبیش محدود به کار شکنجه آور خانه داری می‏شود.

فمینیسم روانکاوانه

فمینیست‏های روانکاو معاصر سعی دارند تا با کاربرد نظریه «فروید» پدرسالاری را تبیین کنند. زنان از نظر فروید انسان‏های درجه دومی هستند که سرشت‏بنیادی روانی شان آنها را برای یک زندگی نازلتر از زندگی مردان آماده کرده است. این گروه نیز به نوعی معتقد به نظریه ستمگری جنسی و فمینیست زیست‏شناختانه هستند.

فمینیست‏های روانکاو - مانند نظریه پردازان ستمگری جنسی - نظام مردسالاری را نظام انقیاد و ستم به زنان می‏دانند.

شاخص فمینیسم روانکاوانه، تلاش مردان - در نظام مرد سالاری - در جهت‏حفظ موقعیت مردان نسبت‏به زنان است. حال آن که زنان گاهی در برابر این نظام مقاومت می‏کنند و علت این روحیه در مردان را در ریشه «هراس از مرگ‏» و «رابطه دوگانه فرزند با مادر» می‏دانند.

به اعتقاد آنها هراس از مرگ، به معنای ترس از متوقف شدن زندگی فرد و ختم تکاپوهای روحی و معیشتی است و مرد اسیر این ترس است، اما زن بدلیل زایش و قدرت باروری، یا از این ترس برخوردار نیست و یا کمتر از مرد از آن بیمناک است و این حس مردن است که مردان را بسوی کسب قدرت، مالکیت و تسلط پیش می‏برد، مردان به دلیل حسد به نقش حیاتی تولید مثل زنان و به دلیل میل به نمود، بدنبال کسب حق پدری و نظارت و تسلط بر جسم زنان (زن مظهر حیات است) می‏باشند.

از طرفی در این رهیافت اعتقاد بر این است که فرزندان نسبت‏به پرورش دهندگان (مادر) حالت دوگانه دارند; عشق و تنفر، نیاز و وابستگی، عواطفی هستند که کنار هم رشد می‏کنند. از یک سو او به مادر وابسته است و از سوی دیگر در فرهنگی رشد می‏کند که مردانگی دارای ارزش است، لذا فرزندان پسر بسرعت هویت‏خود را از زن جدا می‏کنند و در بزرگسالی به جست و جوی زن برای تملک برمی آیند.

فمینیسم همجنس گرایانه

فمینیست‏های همجنس گرا که مردسالاری را در همه جا حاضر و ناظر می‏بینند، رابطه با مردان را امری سیاسی تلقی می‏کنند، از این رو، زنانی را که تن به چنین روابطی بدهند، متهم به همدستی در ستم بر زنان می‏کنند. چنین بیان نامتعارفی از خط مشی جنسی در این شعار تجلی می‏یابد که «فمینیست‏بعنوان یک نظریه و همجنس گرایی زنان بعنوان یک عمل مطرح است.»

در نیمه دوم دهه 1970 موضوع «جداسازی‏» زنان از مردان بر مباحثات فمینیستی غالب بود و باعث‏شکاف عمده بین زنان همجنس گرای رادیکال و دیگر فمینیست‏ها گشت. گروه اخیر در عین آن که همجنس گرایی زنان را بعنوان انتخاب آزادانه‏ای برای رفتار جنسی، مذموم نمی‏دانستند، اما در عین حال می‏گفتند: جداسازی سیاسی زنان از مردان برای اکثریت قاطع زنانی که رابطه با جنس مخالف را انتخاب می‏کنند، تاثیری ندارد و هم چنان زنان را در قید و اسارت مردان نگه می‏دارد.

فمینیسم زیست‏شناختانه

فمینیست‏های زیست‏شناختی با توجه به تبیین ستمگری جنسی، اساس تبعیض بین مرد و زن را در نظام آفرینش می‏دانند. نقطه نظرات این دسته از فمینیست‏ها اصولا در تضاد و تقابل کامل با مبانی اندیشه دینی و الهی است; زیرا با تفاوت‏های ذاتی در خلقت آدمیان در ستیزند و معتقدند که در جهان هستی از هنگام تولد به جنس زن با این خصوصیات فیزیکی و ناتوانی جسمی ظلم شده و قدرت باروری، تولید مثل مادری وی نیز ناشی از این ظلم طبیعت است که بر زنان رفته است.


http://www.caldanainternational.com/provenza-camargue
جمعه 6 اردیبهشت 1398 10:08 ب.ظ
スーパーコピーブランド激安通販専門店
https://led-displays.ru/graph
شنبه 31 فروردین 1398 04:39 ب.ظ
ルイヴィトンスーパーコピー代引きの中でも取り立てて、ルイヴィトンコピーブランド
Why do they call it the Achilles heel?
شنبه 18 شهریور 1396 10:11 ق.ظ
Great items from you, man. I have take note your stuff previous to
and you're just extremely magnificent. I really
like what you have obtained right here, certainly like what you're saying and the
way in which during which you are saying it. You're making it enjoyable
and you still care for to keep it smart. I can not wait to learn far more from you.

This is actually a terrific website.
What is the tendon at the back of your ankle?
یکشنبه 12 شهریور 1396 12:16 ق.ظ
When I originally left a comment I seem to have clicked the -Notify me when new comments are added- checkbox
and now every time a comment is added I get four emails with the same comment.
Perhaps there is a means you are able to remove me from that service?
Cheers!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


فهرست وبلاگ
آرشیو
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
جستجو
آخرین پستها
اَبر برچسبها
JavaScript Codes